مشهور بود، ولي چنان پايينتر از دانته و پترارك قرار داشت، كه مقايسهشان احمقانه خواهد بود.
فرودستي كاستيلي نسبت به توسكاني هم عصرش در هر زمينهاي نمايان ميشود. عجب اينكه در ميان آثار انگشتشمار كاستيلي، به نوشتههاي دو تن يهودي برخوردهام. اولي اسحاق بن يوسف بن پلقر است كه ردي بر اخترگويي به كاستيلي و همچنين به عبري نوشت؛ همچنين دفاعيهاي از دين يهود به زبان عبر ياز اوست. نويسندهٴ ديگر آبنر بورگوسي يك نومسيحي بود كه زبان كاستيلي را براي كوبيدن همكيشان پيشين خود بهكار ميبرد. بدينسان، زبان تازه نه تنها براي منظورهاي فرهنگي، بلكه براي مبارزه با يهود هم بهكار ميرفت.
برجستهترين سند كاستيلي اين عصر مجموعهاي از معلومات جغرافيايي است به نام كتاب معلومات، كه در سال 1348 بهاهتمام يك راهب فرانسيسي مقيم اشبيليه تأليف شده است.
5. پرونسي
گرچه اشاره به زبان پرونسي در اين كتاب نسبتاً كم است، ولي در مجلدات پيشين مقدمه زياد بود و بررسي اين زبان و ادبياتش اينك مناسب است، زيرا به زماني رسيدهايم كه تدريجاً زير فشار مردم ((شمالي زبان)) قرار ميگيرد. زبان پرونسي شاهد مثال خوبي از تأثير جنگ و سياست بر زبان را نشان ميدهد. اين زبان به اندازهٴ هر زبان روميايي ديگر آيندهٴ نويدبخشي داشت، ولي در اواسط سدهٴ چهاردهم بهسختي تحت فشار قرار گرفت و اگر ميشد همهٴ مردم را كشت و علاقه به آن را ريشه كن ساخت، يكباره از ميان ميرفت.
واژهٴ پرونسي در اينجا بهمفهوم وسيع آن براي مشخص كردن لهجههاي ((زبان جنوبي)) بهكار رفته كه در پيرامون يكي از اين لهجهها گردآمده بودند و با گروه كاتالونيايي، كه بعداً مطرح خواهد شد، تفاوت داشتند. لهجههايي كه توسعاً پرونسي ناميده ميشدند، تنها در پرونس بهكار نميرفتند، بلكه در لانگدوك ، اورنيه، پريگور، ليموزين، و گاسكني هم تكلم ميشدند.
ادبيات پرونسي بسيار زود آغاز شد. دو يادگار قديم آن، دو منظومهٴ ديني، بوئس و سرود قديسه فوي، ممكن است مقدم بر سدهٴ يازدهم باشد.
بوئس (در 257 بيت دههجايي) سرگذشت بوئتيوس (ششم ـ 1) را باز ميگويد، كه توفيق و نفوذي چشمگير داشت؛
سرود (در 593 بيت هشتهجايي) زندگي قديسه فوي اهل آژن واقع در كنار رود گارون را توصيف ميكند، كه با كرهاي شهيد بود. پس از آن، قريب دويست سال زبان پرونسي در اشعار يك سلسله شاعران غنايي عرضه گرديد، يعني تروبادورها (دوازدهم ـ 2) كه توفيق و نفوذي چشمگير داشتند. از آنجا كه برخي از برجستهترين تروبادورها از ليموزين برخاستند، زبانشان را گاه ((زبان ليموزين)) ميناميدند. ولي تروبادورها تنها در ليموزين برنيامدند، بلكه از بخشهاي ديگر قلمرو زبان پرونسي هم بودند (بهصورتي كه در بالا تعريف شد)، حتي از كاتالونيا و از كشورهاي ديگري كه